سفرنامه ف . م


+ سفر مالزی سنگاپور بالی...

به درخواست یکی که در پست قیلی کامنت گذاشته بود قسمت بالی رو اینجا می نویسم و بعد بقیه رو کامل می کنم....

گر چه الان تقریبا 1 سال بیشتر می گذره از رفتنمون به بالی اما تا اسم بالی می آد یادم به محله های قدیمی می افته و طبیعت بکری که داره....

ما طبق جاهای دیگه که رفته بودیم می خواستیم بالی رو هم بدون تور بگردیم تقریبا 5 روز اونجا بودیم و به حساب خودمون بس بود که بگردیم با دلی خوش ...

اول از همه از فرودگاه که اومدیم بیرون یادم نمی ره ... لیدر های تورها با اون چهره های آفتاب سوخته شان صف کشیده بودن و هر کدوم یه کاغذ یا مقوا دستشون بود که می خواستن مسافرهاشون رو پیدا کنن .. شب رسیدیم اونجا... لیدرمون که یه پسر جوون بود و از بین اون همه آدم پیدا کردیم .. سوار شدیم و تویه راه فکر کنم طرف کمرش دوتا شد آخه همش با کمربند بسته برگشته بود به سمت ما و یکی دیگه هم رانندگی می کرد ... از همون موقع فهمیدیم که باید لهجه انگلیسی رو با شیوه نوین یاد بگیریم به به ... به پ می گفتن ف و به ف می گفتن پ یا خیلی وقت ها س رو ز می گفتن ... مثلا price رو می گفت friz و خلاصه می مردیم اولش تا بفمیم که چی می گن... اونجا به زور می شد اون موقع یه دونه ایرانی پیدا کنی... و کل لیدر هاشون هم محلی های خودشون بود...

هتل که رفتیم اولین چیزی که توجه من و به خودش جلب کرد مارمولک بالای قسمت پذیرش بود که فکر کنم یه 10 سانتی می شد.... اینم عکس قسمت پذیرش هتل

اصلا اگه کسی به تمیزی و حشرات و .. اهمیت می ده به نظر من باید اونجا با کلی تجهیزات وارد بشه ... شوخی می کنم اما خوب هتلش از هتل سه ستاره می شه گفت 1 یا دو ستاره کمتر بود اما من کلا مشکلی ندارم با این مسائل ... هتل های اونجا معمولا به این صورت هست که دور تا دورساختمان های دو طبقه ای هستند که اتاق ر این ساختمان  ها هست و وسط استخر ... هتل ما شامل دو تا از این جور ساختمان ها می شد و این جوری که لیدر می گفت در بیشتر قسمت های این جزیره اجازه ساختمان بیشتر از دو طبقه نمی دن.

کلا جزیره بالی رو اندونزی برای این روی دور آورده که توریست جمع کنه خصوصا از سمت استرالیا و چون اکثرا برای طبیعت بکر اونجا می رن تا حدی که می تونه می خواد این طبیعت رو نگه داره و آدم های محلی اونجا که دیگه در کنارش قرار می گیرن حسابی به هم می آن.

روز اول یادمه که پیاده راه افتادیم و رفتیم ... هتلی که درش ساکن بودیم یه کوچه خوشکلی داشت که انتهاش به خیابونی می رسید که در واقع اون سمت خیابون ساحل بود (خیابان های بالی فکر کنم 90 در صدشون یک طرفه هست و همه عرض کم تا دلتون بخواد اونجا موتور هست و موتور اجاره می دن ... اصلا یکی از تفریحات پرطرفدار اونجا اینه که سوار دوچرخه بشین و بگردین یا برید بالای کوه بیان پایین) .... سر کوچه 3 تا جوون بودن با چند تا کارت دستشون ... ها ها ها ... باورم نمیشه چطور رفتیم سر کار ... کارت ها رو دولایه می ساختن و کد داشت اگه که یه کد خاص در می اومد می گفتن که فلان جایزه رو بردی و کارت من بالاترین جایزه رو داشت و خلاصه برنمون یه جایی و آخرش دوتا زیرپیراهنی بهمون دادن تا روز آخر فکر کنم روزی 4-5 تا از اینها رو می دیدیم که دیگه فقط با یه لبخند از کنارشون می گذشتیم...

ساحل اونجا پر یود از افرادی که می اومدن برای موج سواری همون جا هم کلی قسمت هایی بود که تخته ها رو اجاره می دادن .... هم روزش آرامش بخش بود هم شبش... بالی یه جزیره هست که هر کدام از ساحل هاش برای یه ورزش خوبه ساحلی که ما نزدیکش بودیم برای موج سواری خوب بود ... یکی برای تفریحاتی مثه جت اسکی و قایق و ... یکی هم که بدرد نخور :)

روز اول سعی کردیم ببینیم که کجا بریم بهتره یا اصلا چه جاهایی داره آخه قبل رفتن هر چی می گشتیم هی چی که سهله اصلا اسم بالی رو تویه جستجو نمی شد پیدا کرد .... خلاصه با کلی بروشور اومدیم هتل و با انواع قیمت ها که یادمه خیلی هم با هم تفاوت نداشتن ... زنگ زدیم به لیدر ببینیم که قیمتی که اونها ما رو می برن چنده و دیدیم که بله برعکس همه جا اینجا اگه با تور بگردی برات بهتره ! تا اینکه بخوای خودت بگردی آخه اولا اونجا باید با تاکسی می گشتیم و با وسایل نقلیه نمی شد گشت و دوم اینکه بعضی جا ها اصلا نمی شد تاکسی گیر بیاری و خلاصه کلی چیزهای دیگه.... لیدرمون یکی رو بهمون معرفی کرد که قرار بود ایشون ما رو بگردونن اسمش بودی من بود... ما بهش می گفتیم مستر بودی من .... مرد جالبی بود در نوع خودش و باید بگم واقعا مردمش خیلی خیلی سالم و بی آلایش و بی شیله پیله هستن...

بالی پر از معبد بود .... درواقع هر خونه با اون سبک ساختی که داشتن خودشون یه معبد برای خودشون داشتن که بعدا مفصل در این باره می نویسم و فکر کنم هر 5 تا خونه ای یه معبد بزرگ داشتن :)

مردمش هنر های دستی فوق العاده زیبایی داشتن و به صورت خیلی هنرمندانه ای روی چوب کار می کردن و هر چی بگم باورتون نمی شه که چقدر ارزون این کارها رو می فروختن ( اگه یکی چمدون خالی بره دوتا چمدون دیگه هم می خره که از این هنر ها بیاره) بعلاوه روی سنگ و ... هم کار می کردن

و اما برای گردش به صورت خیلی خلاصه ....

ورزش های آبی که حرف نداره و نکته ای که باید در بالی در ذهن داشته باشیم چانه زدن هست چه تویه خرید چه در اینکه بخواین از این ورزش ها استفاده کنید فکر کنم مثلا اگه می شد 40 هزار تومان با 8 هزار تومان هم راضی می شد... ورزش هایی که ما رفتیم و هیچ وقت یادم نمیره جت اسکی ... چتر(اصطلاحش یادم نیست)... فیش ماهی... اما غواصی و بنانا و .... غیره هم داشت ... لباس یادتون نره!... ما یک سری کامل لباس بردیم :) خبری از دوش گرفتن به صورت خصوصی هم نبود یه شلنگ بود که آب دریا هم بود عملا برای ماسه زدایی :)

رودخانه خروشان هم داشت که براش باید سعی کنید زمانبندی کنید .... متاسفانه ما موفق نشدیم بریم

چند تا معبد واقعا پرشکوه داره اونجا که یکی رو خودشون با اسم معبد اصلی می شناختن و با چه عظمتی ساخته بودن (ان شاالله سر فرصت عکس هاش رو میزارم) وواقعا دیدنی بود... اما همه زمانی جالب بود که بدونی برای چی اینجوری ساخته شده و چرا شامل این قسمت قسمت هاست که ما همه رو از مستر بودی من داریم ... بنده خدا با حوصله کامل توضیح می داد....

اونجا شامل چند تا کوه می شد (که اگه اشتباه نکنم 3 تا اصلی بود که روش هم اسم هایی مثه پدر و پسر و.. گذاشته بودن ) که این کوه ها آتشفشانی بودن و واقعا سرسبز و دیدنی ... بومی های اصلیشون اونجاها ساکن بودن و شالیزار و ساختمان های قدیمی و درخت های میوه و ... وای بردنمون یه جا که درحت میوه اونجا بود ووووووه چه میوه هایی دهنم آب افتاد .... درخت های مختلفی اونجا هم بود و چقدر سبز و به قولی بهشتی بود برا خودش

این عکس قسمت های تیره جاهایی هست که مواد مذاب حاصل خیزی رو از بین بردن

یه سری مراسم سنتی هم داشتن اونجا که مربوط می شد به افسانه یا داستانی که بینشون مرسوم بود و اونو اجرا می کردن یه شب هم رفتیم اونجا ...

یکی از چیزهای جالبی که داشت اونجا احترام کامل به عقاید اطرافی هاشون بود مثلا به مستر بودی من که می گفتیم می خوایم نماز بخونیم بدون هیچ وای و وویی می رفت مسیرش و کج و کوله می کرد و یه مسجد می بردمون نماز بخونیم و یا برای غذا از روز قبلش می رفت و یه رستوران پیدا می کرد که هم غذاش با روز قبل متفاوت باشه و هم ابنکه حلال باشه ... بهتره اینو اضافه کنم که اندونزی یکی از بزرگترین کشورهای اسلامی هست اما در جزیره بالی 98 درصدشون بودایی هستن (گفتم بودایی ووووه اصلا نمی دونستم این دین چیه ... و عجب این مستر بودی من برامون بازش کرد که چیه چی هست که بعدا می نویسمشون)

خرید و در بالی چند مدل میشه انجام داد :) بازار های کنار خیابونیشون که وای خدای من تا می تونید چونه بزنید که بعدش پشیمون می شید و پاساژ هاش که در کل می شه به راحتی برا چند سال اونجا خرید کرد ... البته مثه همه جا مارک و برند گرونه .... :)

خوش بگذره......

نویسنده : جمش ; ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢۸
comment نظرات () لینک

+ شروع

با سلام

مدت ها بود سعی داشتم که سفرنامه هایی از سفرهامون رو تویه نت بزارم تا هر کسی که می خواد بتونه به راحتی از اونها استفاده کنه. چرا که خودم این عادت رو دارم که قبل از سفر باید حتما از جایی که می خوام برم اطلاعاتی رو داشته باشم.

اینجا سعی می کنم که هم برنامه سفرمون رو بنویسم تا زمانبندی که داشتیم رو گذاشته باشم و هم اطلاعاتی از محیطی که به اونجا سفر کردیم.

نویسنده : جمش ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سفر مالزی سنگاپور بالی

اول از همه از سفر مالزی سنگاپور بالی شروع می کنم(آخه بیشتر یادم هست).

برای اینکه بخوایم برنامه سفر رو بریزیم خیلی چیزها رو سنجیدیم اینکه سنگاپور بریم یا نه؟ که خوب از اونجایی که بیشتر هزینه سفر بلیط رفت و برگشت به کوالا(پایتخت مالزی) بود تصمیم گرفتیم سنگاپور رو هم جزء برنامه بزاریم. و اینکه چرا بالی رو انتخاب کردیم از اونجا که کل سفر بیشتر دید و بازدید از مناطق مختلف بود و برای ما که نیاز مبرم به استراحت داشتیم برنامه ای نبود می خواستیم یه جزیره رو هم جز برنامه بزاریم که استراحت هم باشه، اما چرا بالی ؟ انتخاب های زیادی بود مثلا لنکاوی، پنانگ و جزیره های زیبای مالزی. اما از اونجا که با یه حساب کتاب ساده دیدیم جزیره بالی و بقیه تا حدی یه قیمت می شن و اینکه خوب بالاخره بالی یک کشور دیگه هست بالی رو برای رفتن انتخاب کردیم.

پروازی رو که انتخاب کرده بودیم در بحرین توقف داشت و از اونجا به سمت کوالا می رفت(البته الان پرواز مستقیم به کوالا هم هست) ما حدودا 1 ساعت در فرودگاه بحرین وقت داشتیم که این مدت زمان در همین حد بود که بخوایم در فرودگاه بزرگ بحرین دنبال gate ایی باشیم که  باید برای کوالا می رفتیم در حین رفتن به اون gate بودیم که دیدیم روی board اعلام کرده که 1:30 تاخیر داریم. خوب من که خوشحال شدم آخه خیلی دلم می خواست تویه اون فرودگاه بگردم، ما هم 180 درجه چرخیدیم و رفتیم تا بگردیم آخر اون راهرو که رسیدیم(یه چیزی حدود نیم ساعت فاصله با gate خودمون) دیدیم که board اعلام کرده که پرواز ما بدون تاخیر هست.... خلاصه سرتون رو درد نمی آرم تا زمانی که ما سوار هواپیما شدیم یه 20 باری این board ها عوض شدن .... این جاست که این پیشنهاد رو دارم که مرتب به board ها نگاه کنید....

ما توی قسمت economic بودیم و خوب از روی شانس هواپیما خیلی خالی پرواز کرد به شکلی که روی صندلی های 4 نفر وسط(که جای ما هم نبود) همسرم خوابید ...

حدودا 7 ساعت طول پرواز بود. در حین سفر مونیتورها به صورت کانالی فیلم داشتن و بعد هم به مرور تعداد کانال ها بعد از پایان فیلم کم شدند. البته بازی هم می شد کرد اما باید با کارت اعتباری پرداخت می کردیم. غذا رو در0 قسمت economic به صورت یک منوی 3 غذایی در اختیارتون قرار می دن و شما از بین 3 غذا یکی رو انتخاب می کنید(دسر و مابقی کاملا در اختیارتون قرار می دن).

تقریبا میشه گفت ظهر رسیدیم، فرودگاه کوالا به دلیل وسعتی که داره بعد از اینکه از هواپیما پیاده شدید با یک مترو شما رو به قسمت دیگه ای از فرودگاه می بره که اونجا می تونید بارهاتون رو تحویل بگیرید(خیلی ها اینجا گیج می شن که باید چیکار کنن). تقریبا جز نفرات اول بودیم که از در فرودگاه می خواستیم خارج بشیم که نماینده تور رو دیدیم و به همراه او به سمت پارگینگ فرودگاه رفتیم.

اولین اشتباهی که کردیم این بود که می خواستیم از سمت چپ ون سوار بشیم و نمی دونستیم و به عبارتی فراموش کرده بودیم که اونجا مانند انگلستان رانندگی می کنن، نماینده تور هم که اسمش افشین بود با خنده گفت من از این سمت سوار می شم شما از اون طرف.

توی ماشین با حرفهایی که بنمون ردوبدل شد به افشین اینو فهموندیم که ما نمی خوایم با تور این طرف و اون طرف بریم و خودمون اطلاعات لازم البته نه کافی رو داریم و به عبارتی اون که شروع کرده بود به اینکه اینجا دزدی زیاده و باید به صورت دست جمعی باشیم تا خطرناک نباشه بهش اعلام کردیم ما این جوری چاخان نمی شیم که بخوایم با تور حرکت کنیم. فاصله بین فرودگاه تا شهر چیزی حدود ١ ساعت راه هست.

هتلی رو که انتخاب کرده بودیم یک هتل 4 ستاره بود و خصوصیاتی علاوه بر اینکه صبحانه داشت این بود که در این هتل هر اتاق به تنهایی یک آشپزخانه متعلق به خودش داشت به اضافه اینکه یک اتاق جدا برای نشیمن.

شب رفتیم خیابان bukit bintang که خیابان معروف کوالا است. تویه این خیابان فروشگاه های باکلاسشون هست، انواع و اقسام ملزومات زندگی ام مارک دار رو می شد اونجا پیدا کرد.

....

از ایران 3 تا غذای آماده مائده برده بودیم برای شب اول ترجیح دادیم توی هتل خودمون غذا بخوریم این بود که همسرم مقداری نان از سوپری گرفت و من هم غذا رو در همان آشپزخانه گرم کردم. ....

 

نویسنده : جمش ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک